شنبه، شهریور ۰۹، ۱۳۸۷

 

کودک

کودک معصوم متولد می شود. حاضر است معصومیتش را بفروشد و هر چیزی را به جای آن بگیرد. حاضر است شهامتش را در ازای دریافت آشغال بفروشد. حاضر است صداقتش را بفروشد و اسباب بازی دریافت کند.( و البته مگر در دنیا بجز اسباب بازی چیز دیگری هم یافت می شود؟) او تنها وقتی این چیزها را درک میکند که تمام این بازیچه های دنیا مایملکش شوند. با این حال از داشتن آنها احساس رضایت نمی کند و نمی تواند احساس موفقیت و خرسندی کند. آنگاه از آنچه از دست داده آگاه میشود. این خود اوست که همه اینها را از دست داده است.
در دنیای بهتر ، خانواده ها باید از کودکان بیاموزند. اکنون شما با عجله به آنها می آموزید و کسی از آنها یاد نمیگیرد. در حالیکه آنها چیزهای زیادی برای آموزش به شما دارند.شما چیزی برای یاد دادن به آنها ندارید.چون مسنتر و زورمندتر هستید، شروع می کنید تا آنها را نیز مثل خوذتان بسازید، بدون اینکه حتی فکر کنید که شما چه کسی هستید، به کجا رسیده اید و موفقیت شما در کل جهان چیست! شما بی نوایید، آیا همین را برای کودکانتان می خواهید؟ هیچکس نمی اندیشد! مردم باید از کودکان بیاموزند. کودکان چیزهای زیادی را از جهان دیگر می آورند، چون تازه واردشده اند. آنها هنوز سکوت درون رحم، سکوت حیاط محض را منتقل می کنند.

Comments: ارسال یک نظر



<< Home

This page is powered by Blogger. Isn't yours?